close
متخصص ارتودنسی
سالروز شهادت محمد حسین فهمیده(بسیجی 13 ساله)، روز نوجوان، روز بسیج دانش آموزی


اردیبهشت 1346 : تولد در محله پامنار قم

:1358  تحصیل در کلاس دوم راهنمایی

مهر 1358: حضور در کردستان (12 ساله)

مهر 1359: حضور در خرمشهر با آغاز جنگ تحمیلی( 13 ساله)

مهر 1359: بستری شدن در بیمارستان بعلت مجروحیت در خرمشهر

8آبان 1359:  حضور مجدد در خرمشهر و شهادت

دوران کودکی را همراه با سایر خانواده و در کنار برادرش داوود که وی نیز سه سال بعد از شهادت محمد حسین به فیض شهادت نائل آمد، زیر سایه پدر و مادری مهربان سپری کردند.

دوران قبل از انقلاب نوارها و اعلامیه های امام نقش بسزایی در شکل گرفتن شخصیت او شد.
او عاشق و شیفته امام  بود و با تمام وجود سعی در اجرای فرامین امام داشت. می گفت:امام هر چه اراده کند،آن را انجام خواهم داد و من تسلیم او هستم.

شهید فهمیده یکی از هزاران دانش آموز بسیجی کشورمان است و در تاریخ 1359/8/8 در کربلای خرمشهر حماسه آفرید که امام خمینی (ره)او را رهبر سیزده ساله نامید...

15 روز غیبت

چند روزی بود که محله خلوت شده بود و انگار هیچ کس در آن جا زندگی نمی کرد. همه مطمئن بودند برای حسین اتفاقی افتاده که شور و هیجان کوچه این چنین از بین رفته است. آری حسین گم شده بودو پانزده روز از رفتنش می گذشت. مگر یک بچه 12-13 ساله این همه مدت را کجا می توانست باشد؟! حتی عکسش را هم در تلویزیون به عنوان«گمشده» نشان دادند.

اما...

یک روز چهار پاسدار با لباس های کردی سوار بر پیکانی وارد محله شدند؛ اضطراب کوچه را فراگرفت و همه در انتظار بودندکه بدانند این ها چه کار دارند. ناگهان پسرکی از ماشین بیرون پرید و خود را به منزل آقای فهمیده رساند.بله، او حسین بود که این مدت را برای مبارزه با منافقین در کردستان به سر برده بود.حسین بچه شلوغ و زبر و زرنگی بود و گاهی شیطنت هایی بیشتر از سن و سالش انجام می داد.

عزیمت به سوی جهاد

حسین، دوازده ساله بود که حادثه کردستان اتفاق افتاد او که عشق انقلاب و امام(قدس سره) را در
سر داشت،خود را به کردستان رساند،ولی به دلیل کمی سن،برادران پاسدار او را باز می گردانند و در صدد بر می آیند در حضور مادرش از او تعهد بگیرند که دیگر از شهرستان کرج خارج نشود. ولی او رضایت نمی دهد و خطاب به آنان می گوید که خودتان را زحمت ندهید.اگر امام بگوید،هرجا که باشد، آماده ی رفتن هستم ومن باید به مملکت خدمت کنم و اضافه می کند من نمی نویسم و اگر بنویسم حرفی دروغ زده ام .حتی با تهدید به زندان حاضر نمی شود تعهد بدهد و بالاخره تنها از مادرش امضا می گیرند.

قطعه ی 24

مادرش می گوید: حسین را بلند صدا می کردم، جواب نمی داد و بعد از چند لحظه می گفت بله می گفتم حسین معلوم هست تو کجایی می گفت:"سر قبرم".می گفتم مگر قبر تو در آشپزخانه یا اتاق است. می گفت نه "قبر من در بهشت زهرا قطعه 24، ردیف 11 " است.

شهادت طلبی

خبر حماسه شگرفش از صدا و سیما پخش شد وهمه شنیدند.امام(ره) هم شنیدند و آن پیام جاودانه
را برای امت مسلمان بیان فرمودند:

"...رهبر ما آن طفل سیزده ساله ایست که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر
است،خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم کرد و خود نیز شربت شهادت نوشید."

 ...و در آن سوی مرزها جوان 19 ساله لبنانی "علی منیف اشمر" که برای نجات جان هموطنانش، در عملیات شهادت طلبانه ای، نظامیان صهیونیست را از بین برده، خود نیز به فیض عظمای شهادت نایل آمده بود، چنین می گوید:

"سلام مرا به بچه ها و بسیجیان ایران برسانید و بگویید من این گونه شهادت طلبی را از حسین فهمیده شما یاد گرفتم ام و ما مدیون شما هستیم."

                                    اللهم ارزقنا توفیق شهادة فی سبیلک







طبقه بندي: اخبار کتابخانه، فرهنگی مذهبی،
امتياز : :: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0
تعداد بازديد مطلب : 7

[ پنجشنبه 08 آبان 1393 ] [ 8:17 ] [ محمد سلامی ]

[ نظرات () ]