close
متخصص ارتودنسی
روز جهانی جوان

اشاره

جوانی، پرنشاط ترین و زنده ترین و در عین حال فریبنده ترین فصل از روزهای زندگی انسان است. به همین دلیل، توجه به آن و بهره مندی بیشتر و بهتر از آن، اهمیت ویژه ای دارد. انسان موفق کسی است که از موتور پرانرژی و پرشتاب جوانی برای حرکتی تند و موفق در مسیری درست به سوی هدفی معیّن بهره گیرد. بسیاری از افراد بشر این دوران پرنشاط و مهم را در میان سرمستی های زمانه به غفلت می گذرانند و آن را بی هیچ بهره ای از دست می دهند. این مقاله دربردارنده هشدارهایی است در مورد از دست دادن فرصت جوانی، غافل بودن از هدف، حرکت شتاب زده و بی ثمر، بی برنامگی، مُدگرایی و... .

گوهر گران قدر

چه شیرین است داشتن ها پس از نداشتن ها! چه لذت بخش است توانستن در پی نتوانستن! چه شوری دارد به قله رسیدن! به اوج رفتن و در بلندی بودن! همه این لذت ها و شورها در جوانی جمع است؛ در اوج قدرت بودن، بر بلندای سلامت و نشاط ایستادن، در اوج سرزندگی و نیرومندی زیستن. هر چند این قانون زندگی دنیاست که هر فرازی، فرودی دارد و اوج جوانی هم پس از خود، فرود پیری را به دنبال می کشد. زیان دیده کسی است که شیرینی ها و سرمستی های جوانی، او را از فردای کهن سالی بی خبر و غافل گذارد و اگر نبود این فردای پیری، کسی قدر جوانی را نمی دانست، چنان که مولای متقیان، امام علی علیه السلام می فرماید: «دو چیز است که فضل و برتری آنها را نشناسد مگر آنکه آنها را از دست بدهد: جوانی و عافیت.» گاهِ پیری، برای دانستن قدر جوانی، دیر است و جز حسرت راهی نیست.

چرخ های گردنده جامعه

جامعه، مجموعه ای است از چرخ های گردنده که در کنار هم و همراه با هم می گردند و جامعه را پیش می برند. هر روز چرخ هایی فرسوده می شوند و چرخ هایی تازه تر جای آنها را می گیرند. مفید بودن، فعال بودن و زنده بودن یک عضو در جامعه، نیازمند داشتن شخصیتی واحد، پسندیده و متناسب با اجتماع است و دوران جوانی، زمان ساختن و انسجام بخشیدن به شخصیت درونی است. در این دوران است که باید از میان کشمکش های درون و حس های مختلف درونی، یک شخصیّت واحد انتخاب شود، ساخته شود و پرورش یابد. یافتن یک شخصیت استوار بر پایه مبناهای درست و متناسب با جامعه، دری است به سوی آینده ای روشن و موفق و دست یافتن به حضوری فعال و پرثمر در جامعه.

پایه های ساختاری شخصیت

ساختار شخصیت فرد، با نگاه او به هستی و با نگرش و علاقه ها و سلیقه های او ارتباط مستقیم و تنگاتنگ دارد. شخصیت آدمی، آینه ای از افکار درونی، علاقه ها و ارزش های مورد توجه اوست. آنچه فرد به آن می اندیشد یا به آن علاقه مند است یا برای آن ارزشی خاص در نظر می گیرد، انسانی خاص و متمایز از او می سازد که با دیگر افراد جامعه، متفاوت بوده و کاملاً متناسب با درون اوست. از آنجا که آغاز شکل گیری شخصیتی فرد و پرورش آن با دوران جوانی هم زمان است، توجه به نوع نگاه به هستی و علاقه ها و ارزش ها در این دوران بسیار مهم است. توجه کافی به این امور و اندیشیدنی درست و واقعی درباره آنها و در مسیر مشخص قرار دادن افکار، علاقه ها و ارزش ها، می تواند شخصیتی رشد یافته و پرثمر در فرد به وجود آورد که ضامن پیروزی و موفقیت او در جامعه است.

فصل گشودن پنجره ها

فصل بهار آمده است. پنجره ها را بگشای و آن سوتر را نگاه کن. امروز روز توست. روز باز کردن پنجره ها. فصل پرنشاط جوانی. دوران کودکی، دوران زندگی در جمع خانه و خانواده گذشت. اکنون فصل آشنایی با خانواده ای بزرگ تر است. فصل آشنایی با خانواده بزرگ جامعه. تجربه تازه جامعه، شیرین است. دیدنی های تازه تر، افکار متفاوت، راه های مختلف.

امروز برای تو، روز انتخاب و گزینش است. باید آنچه را برای امروزت ضروری تر و مفیدتر و برای آینده ات پرثمرتر، برگزینی. برخی از علاقه ها فدای ارزش ها می شود. بعضی از لذت ها برای رسیدن به هدف زیر پا نهاده می شود، ولی تو هدف، راه و سوی حرکت را انتخاب می کنی و پیش می روی. پس به هوش که با چشم باز برگزینی و بشتاب که آینده سخت چشم به راه توست.

با شتاب به سوی هدف

هر فردی در هر مسیری که گام می نهد، بی گمان هدفی را برگزیده است. حتی کسی که همواره به خوردن و خوابیدن و سستی، روزگار می گذراند، لذت و آسودگی را انتخاب کرده است، ولی ارزش هر فرد به هدفی است که برمی گزیند.

دوران جوانی، آغاز راه و زمان اندیشیدنی عاقلانه و واقعی به هدف است. هدف برای جوان، مسیر حرکت را تعیین می کند. پس چون دوران جوانی، دوران نشاط و تحرک است، اگر حرکت مشخص زندگی از همان آغاز در مسیر معیّن و به سوی هدفی مشخص آغاز شود، لحظه رسیدن به هدف بسیار نزدیک می شود. البته هر کس، فقط و فقط یک بار فصل پرنشاط جوانی را تجربه می کند.

همت بلند، ولی واقعی

در انتخاب هدف به همان اندازه که بزرگی اندیشه و بلندهمتی، ارزشمند و مهم است، واقعی بودن، قابل دست رس بودن و در حد امکان بودن آن نیز مهم به نظر می رسد. اگر هدف جوانِ لبریز از شور و نشاط، بیشتر از توان و قدرت واقعی او باشد، نه تنها انگیزه اش را تقویت نمی کند، بلکه چه بسا موجب سقوط ناگهانی و پژمردگی او شود. آیه 286 سوره بقره می فرماید: «خداوند به هیچ کس بیش از قدرت او تکلیف نمی کند.» واقع بینی و در نظر گرفتن توان و امکانات، در کنار بلندهمتی و دوراندیشی، از نکات مهم انتخاب صحیح در آغاز راه است.

خمیرمایه ای شکل نیافته

رفتار، پس از تکرار مرتب، به عادت تبدیل می شود و عادت های انسانی، تنها تا زمانی که درون آدمی هنوز به طور کامل شکل نیافته باشد، قابل تغییرند. هرچه بر تعداد روزهای زندگی افزوده می شود، درون فرد شکل یافته تر و عادت های او تغییرناپذیرتر می شود، به گونه ای که مولایمان امام حسن عسکری علیه السلام ، برگشتن از عادتی را که بدان خو گرفته اند، مثل معجزه و خرق عادت طبیعی می داند.

خمیرمایه نرم، شکل نیافته و آماده جوان، زمینه ای است برای ایجاد عادت های نیک و پاک کردن یا تغییر دادن عادت های ناپسند دوران کودکی و نوجوانی و شکل دادن درون بر اساس رفتارها و عادت های پسندیده، مفید و مطلوب و این فرصتی است که به زودی از دست می رود.

زنگ تفریح

دوران جوانی، دوران ارزشمند و پرثمری است که لحظه لحظه آن را باید دریافت، ولی انسان در هر دوره، به اوقات فراغت و استراحت نیازمند است. امام رضا علیه السلام در بیانی حکیمانه، اوقات روز را به چهار دسته تقسیم می فرماید: ساعتی برای عبادت، ساعتی برای کار، ساعتی برای هم نشینی با دیگران و ساعتی برای تفریح و استراحت. آن گاه توصیه می فرماید که از نشاط ساعت های تفریح، نیروی لازم را برای انجام وظایف ساعت های دیگر تأمین کنید.

پس اوقات فراغت جوان، ساعتی است برای کسب نیرو و نشاط برای استفاده بهتر از ساعت های دیگر. تفریح مناسب هم تفریحی است که تنها یک چهارم از وقت را به خود مشغول کند؛ نشاط آفرین باشد و نه کسل کننده و سرمایه بدنی برای انجام وظایف باشد، نه مایه فراموشی آنها.

اوقات فراغت بی ضرر

وجود برنامه و شرایط خاص و متناسب در هر کار، سبب مفید بودن و به هدف رسیدن آن عمل است. اوقات فراغت نیز مثل هر فرصت دیگر، نیازمند برنامه ریزی است. استراحت و تفریح برای جوان که در مقایسه با دوره نوجوانی، زمان بیشتری را در جامعه می گذراند، اهمیت ویژه ای دارد. وجود برنامه ریزی کامل و مناسب، پرهیز از رفت و آمد و گذراندن وقت با افراد نامطمئن و داشتن اندیشه قوی و استوار در تصمیم ها می تواند جوان را از خطرهای بسیاری که به ویژه در این زمان او را تهدید می کند، در امان بدارد و اوقات فراغتی مفید و بی ضرر برای او بسازد؛ اوقات فراغتی که همچون نسیم بهاری وجودش را تازگی و شادابی بخشد و او را برای به ثمر نشستن آماده کند.

ریشه دار بودن

لباس، زبان، نوع رفتار و گفتار و فرهنگ، از ارتباط ما با جامعه و پیوندمان به آنان خبر می دهد. اینها سند هویت ماست. لباس، زبان و فرهنگ ایرانی و اسلامی داشتن؛ یعنی متعلق بودن به هویتی چند هزار ساله و اصل داشتن، ریشه دار بودن، پا در هوا نبودن و بی آب و خاک نبودن و اینها یعنی زنده بودن و رشد کردن. جوانی که در پی یافتن شخصیت است، اگر هویتش را گم کند و تشخص را در غیر اینها ببیند، ایرانی است، ولی دل از ایرانی بودن بریده است. مسلمان است، ولی فرهنگ اسلامی را باور ندارد. لباسش، کلامش و حتی برخوردش مال بیگانه هاست. چنین کسی نه اینجایی است و نه آنجایی؛ گم شده ای است که به هیچ زنجیره ای، خودش را پیوسته نمی داند. مثل خاشاکی روی آب، سر درگم، بی هدف، بی هویت و رها شده است که هرگز شخصیت خود را باز نخواهد یافت، مگر آنکه به اصل برگردد و هویت خود را دریابد.

تقلید از بهترین ها

جوان، در آستانه ساختن است. ساختن خود، ساختن جامعه، ساختن زندگی جدید و او برای این همه، بهترین ها را و برترین ها را می خواهد. پس نگاه می کند و بهترین ها را برمی گزیند تا مثل آن باشد. آن گاه به تقلید از آنچه بهتر و زیباتر است، می پردازد. تقلید درست، آن هم از بهترین ها، همیشه قدمی برای پیشرفت بوده و هست، ولی شناخت بهترین ها و برترین های واقعی، کار آسانی نیست. آنچه ما در ظاهر آن را می پسندیم و راضی مان می کند، شاید واقعا برترین نباشد. شاید ما فقط امروزمان را نگاه می کنیم. شاید برتر بودن را خوب در نیافته ایم و شاید آینده، برتر بودنِ آنچه را ما امروز انتخاب کرده ایم، تأیید نکند. پس ساختن آینده با تقلید از آنچه و آن کس که به برتری اش یقین نداریم، شاید کار درستی نباشد. اینجاست که اندیشیدن به کمک می آید. اندیشیدنی عاقلانه تر، واقعی تر و دوراندیشانه تر و نیز مشورت با آنها که موفق ترند و پیروزتر.

پایه های استوار فکری

داشتن فرهنگی اصیل و ریشه دار و تکیه بر اصول و مبناهای عقیدتی و فکری صحیح، از جوان، فردی موفق، آسیب ناپذیر و شکست ناپذیر می سازد. این مبناهای ارزشی و اصول فکری در میزان توجه فرد به علم، دین و سنت های مورد پذیرش و نیز در گزینش نوع سرگرمی ها و تفریح ها و در خلق و خوی فرد کاملاً نمود می یابد. جوان تهی از مبنا و تفکر، سردرگم است. با جامعه و حتی با پدر و مادرش بیگانه است. توجهی به پیشرفت علمی ندارد. از دین، فراری است. دوستان ناموفق و هرزه دارد. در نوع پوشش، آرایش ظاهری، گفتار و حتی در تکّه کلام ها به شدت تحت تأثیر کسانی است که نه بر مبنای اصولی واقعی، بلکه تنها بر اساس خواسته ها و تمایلات نفسانی عمل می کنند و او طعمه ای آسان و در دست رس برای فرهنگ بیمار بیگانه است که قصد چیرگی بر همه جهان را دارد. پس از آنجا که او بر پایه های استواری تکیه نزده است، به شدت آسیب پذیر، نامقاوم و شکست خوردنی است.

ابتدای تهی شدن

استفاده از پوشش، کلمات، آواها و حتی تقلید از حرکات بیگانگان، از تهی بودن درون یا احساس تهی بودن حکایت می کند. جوانی که خود را دارای فرهنگی غنی و پرمحتوا بداند، هرگز از دیگران وام نمی گیرد. اگر فرد، در ابتدای جوانی و در پی یافتن شخصیت اجتماعی خود، فرهنگ خویش را غنی نبیند و در خود نوعی خلأ احساس کند، خود را خوار، حقیر و نیازمند می بیند و با وام گرفتن از فرهنگ بیگانه می کوشد آن خلأ را پر کند. غافل از اینکه این ابتدای تهی شدن، ابتدای شکست و ابتدای فروافتادن است. امام هادی علیه السلام می فرماید: «کسی که خود را خوار و خفیف می داند و در باطن احساس پستی می کند، خود را از شر او ایمن مبینید».

عمل بر مبنای عقیده

جوانی که بر پایه اندیشه ای درست و بر مبنای اصولی واقعی، راهی را در پیش می گیرد و خلق و خویی را برمی گزیند یا بر اساس آن اصول و اندیشه ها، بهترین ها را انتخاب و از آنان تقلید می کند، چنان با غیر خود متفاوت است که گویی او در روز زندگی می کند و دیگران در شب. این دیگران، تنها بر پایه خواسته های امروزی دلشان و بر مبنای تمایلات نفسانی شان عمل می کنند، بدون اینکه به زشتی و زیبایی عملشان بیندیشند. چنین است که خود را در اوج می بینند و به تمسخر غیر خود می نشینند، در حالی که خود از هر مبنا اصل و اندیشه ای، تهی هستند. خداوند در قرآن کریم خطاب به چنین کسانی می فرماید: «آیا کسی که از پروردگار خود، حجت و برهانی در دست دارد و بر اساس آن عمل می کند، مانند کسی است که رفتار زشت و ناپسند خود را زیبا می بیند یا آنکه از هوای نفس خویش پیروی می کند؟»(محمد:14)

طعمه ای زیبا

خلق و خو و منش هر کس، او را در گروهی خاص و جمعی مناسب با آن خلق و خو قرار می دهد. معمولاً افراد با خلق و خوی مشابه، با هم همراه و هم قدم می شوند. نوع نگاه ها، کلمات، الفاظ و نوع برخوردها، به خوبی نشان دهنده طبقه ای است که فرد به آن تعلق دارد و جوان در ابتدای راه انتخاب می کند و برمی گزیند که می خواهد با کدام خلق و خو و در کدام طبقه خاص از جامعه باشد و دشمن، درست همین لحظه را برای به دام انداختن و به اسارت درآوردن تک تک نیروهای جوان جامعه، مناسب می یابد. خلق و خویی به ظاهر جذاب و موافق با خواسته های لحظه ای جوان را به او ارائه می کند و با این طعمه به ظاهر زیبا، ولی سمّی، دشمن به آسودگی نسل جوان جامعه را به اسارت فرهنگ خود درمی آورد و جامعه را از درون تهی می کند. در این میان، تنها جوانانی که بر پایه اندیشه درست، با چشمانی باز به هدفی والا می اندیشند، از افتادن در دام این طعمه درامان خواهند ماند.

دو بال، یک پرواز

یک نهال تازه را اگر به شاخه ای پرثمر و مرغوب پیوند زنی، ثمری بهتر و بیشتر می دهد. پیوند، یکی شدن دو فرد است و برای یکی شدن، بهترین ها شایسته انتخابند. ازدواج، داستان تفریحی کوتاه یا دوستی ساده ای نیست؛ داستان همه روزهای زندگی است. باید بدانی که از همه زندگی ات چه می خواهی و در پایان به چه می خواهی برسی و آن گاه به گونه ای برگزینی که آن هدف والا را پی گیرد و در رسیدن به آن یاری ات کند، نه اینکه تنها شادی امروزت را فراهم آورد. ازدواج، همراهی دو بال است برای رسیدن به یک پرواز تا اوج آسمان کمال. بال های یک پرواز اگر همسان و هم اندازه نباشند و هدف اگر یکی نباشد، پرواز، خیالی واهی است.






طبقه بندي: اخبار کتابخانه،
امتياز : :: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0
تعداد بازديد مطلب : 7

[ پنجشنبه 21 مرداد 1395 ] [ 9:52 ] [ محمد سلامی ]

[ نظرات () ]